تبلیغات
روشنا
پنجشنبه 3 بهمن 1387

روشنا 6

   نوشته شده توسط: روشنا    

 

ناكامی

 

ناكامی عبارت از حالت فردی است كه از ارضاء یك نیاز منطقی خود محروم شده یا حتی در برآوردن امیدهای خودش گول خورده! ناكامی برای فرد ناراحت كننده است. بهترین راه برای مقابله با ناكامی این است كه یا باید مانع را از بین برد یا هدف را عوض كرد. گاهی فرد توانایی انجام دادن هیچ یك از این دو مورد را ندارد. در این حالت گفته میشود كه فرد به تعارض مبتلا شده است. ناكامی خواه توسط یك فرد یا محیط ایجاد شود و خواه ناشی از كم و كاستی های خود شخص و یا برخاسته از تعارض باشد،در هر حال می تواند پی آمدهایی به دنبال داشته باشد كه از نظر سلامت روانی خطرناك بوده،یكپارچگی شخصیت را تهدید و ابتلا به بیماری های روان تنی را به دنبال دارد . . .

 مسائل روانشناختی و جامعه شناختی چنان در هم تنیده اند كه به سختی میشه در ابعاد مختلف حتی امور روزمره ی زندگی حد و مرز این دو رو از هم جدا كرد. به طور كلی روانشناسی بر فرد تمركز داره و جامعه شناسی بر جامعه. این اختلاط و تأثیر متقابل از فردی به فرد دیگه و از جامعه ای به جامعه ی دیگه به تعداد ابناء بشر و جوامع انسانی متفاوته! از اونجایی كه جامعه ی ما كلاْ متفاوته! و همه چیمون به همه چیمون میاد و اینا، فرآیند ناكامی ها هم بالتبع متفاوته! از این منظر كه نگاه كنی، می بینی كه هر روز فزونی صاایران وار! فشار روانی تحمیلی محیط (از منظر سیاسی،اجتماعی،فرهنگی،اقتصادی و...) كه به فراخور پایگاه و منزلت اجتماعی افراد پیامدهای متفاوتی داره، به طور معناداری ناكامی ها و در پی اون تعارض ها رو بیشتر می كنه و بی حوصلگی ها،كم تحملی ها،غرغرها،خستگی ها و درموندگی های ناكام شده ها رو بیشتر و بیشتر... و جالب اینجاست كه با این وجود در ذیل این صفات، افرادی هستند كه  توانمندی،پر كاری،بیش فعالی!،سرحالی! و به بضاعت خود اهل فكر و دغدغه بودن رو با خودشون یدك می كشن! این افراد بی تفاوتی و آرامش كاذب! اكثریت اعضای جامعه رو ندارن. اما دغدغه ها و نارضایتی از وضع موجود،محرومیت از حقوق حقه ی شهروندی و  ممانعت از ارضای نیاز های مشروع و منطقی این افراد در كنار كمال گرایی (ویژگی اكثر این تیپ شخصیتی) باعث میشه كه تعارضات برخی از افراد این طیف بیشتر و تبعات ناشی از ناكامی عمیق تر و سنگین تر باشه...

علی رغم وضع معمول و طرحواره ی ذهنی افراد كه این جور مواقع كه بی تقصیراْ، امید دارن به یاری صاحب قضا و اعتقاد به اینكه "هر آنكس كه دندان دهد، نان دهد و درد دهد،درمان" و از این قبیل مثل! ، اینجا عمراْ جناب ناكامی آفرین به روی مبارك بیاره!!! مگر اینكه خلافش ثابت بشه! و از اونجایی كه حتی فرض محال هم اینجا محال ِ ! لذا ناكام شده ها واكنش هایی از این قبیل رو نشون میدن! :

واكنش افراد در مقابل ناكامی بسیار متفاوت است زیرا از یك طرف به شخصیت آنها و از طرف دیگر به عوامل ناكام كننده بستگی دارد. اولین واكنش در مقابل ناكامی پرخاشگری است و دو نوع است:

پرخاشگری فعال: فرد مستقیماْ به یك شیء یا كسی كه خاستگاه ناكامی است،یورش می برد! پرخاشگری ممكن است به صورت كلامی،اهانت به یكدیگر و... باشد!

پرخاشگری جا به جا شده: پرخاشگری می تواند مستقیماْ خود مانع را هدف قرار دهد یا تغییر مسیر پیدا كند. می توان پرخاشگری را طوری تغییر مسیر داد كه به نفع خود فرد و اجتماع باشد. در بسیاری از موارد ،كسی كه ناكام شده نمی تواند نسبت به خاستگاه ناكامی پرخاشگری كند. گاه این خاستگاه مبهم و ناملموس است و شخص نمی داند به چه چیز حمله ور شود،بلكه احساس خشم كرده و دنبال محملی می گردد! گاه شخص یا منبع ناكامی آفرین چنان قوی است كه حمله ور شدن به او خطربار است!! هنگامی كه راه حمله به خاستگاه ناكامی بسته باشد،ممكن است پرخاشگری جا به جا شود، به این معنا كه عمل پرخاشگرانه به جای علت واقعی متوجه شخص یا شیء بی تقصیری شود...!!!

واپس روی: فرد به رفتارهای نارس دست می زند و هرگونه كوششی را برای كنار آمدن با مشكل خود رها می كند و دنبال كسی می گردد كه به جای خودش آن را حل كند!!!

بی تفاوتی(كناره گیری): گرچه پاسخ معمول آدمیان در برابر ناكامی،پرخاشگری فعال است. با این حال عكس این پاسخ نیز كه به صورت بی تفاوتی یا كناره گیری است،كم رواج نیست. در این امر ترس از تكرار ناكامی وجود دارد و یادگیری رفتارهای ناكامان پیشین پر اهمیت است!

درماندگی آموخته شده: فرد یاد گرفته كه در برابر موقعیت های فشار زا احساس درماندگی كند و در برابر عامل ناكامی،بی چون و چرا سر تعظیم فرو آورد!!!

 

با این تفاسیر فراوانی كدوم واكنش رو تو جامعه ی خودمون بیشتر می دونین؟!


تعداد کل صفحات: 6 1 2 3 4 5 6